سارابانوسارابانو، تا این لحظه 22 سال و 9 ماه و 6 روز سن دارد
تولدشمار همسرمتولدشمار همسرم، تا این لحظه 27 سال و 10 ماه و 9 روز سن دارد
تولدشمار زندگی عاشقانه ی ماتولدشمار زندگی عاشقانه ی ما، تا این لحظه 2 سال و 5 ماه و 7 روز سن دارد

♡بوی بهشت♡

ساراخانوم،فارغ التحصیل روانشناسی،مامان آینده😊

بسم الله الرحمن الرحیم


سلام به همگیبای بای

                    خوش اومدین به وبلاگ منمحبت

اینجا دلنوشته های مادرانه ای هست 

از جنس عشق الهی❤

❤️خدایا شکرت برای داده ها و نداده هات😊

خدایا منو ببخش اگه یه وقتایی فکر میکنم وظیفه ات هست که همه چیز رو بهم بدی و یه جورایی همیشه ازت طلبکارم... خدایا منو ببخش اگه بابت اون چیزهایی که بهم ندادی اون جور که باید شکرت رو به جا نمی آرم... خدایا منو ببخش که همیشه تو ناخوشی ها یادم می افته که یه خدایی هم دارم.. خدایا منو ببخش که همیشه برای همه چیز و همه کس به اندازه کافی وقت دارم جز تو... خدایا منو ببخش که بهت اعتراض میکنم وقتایی که دستم رو با مهربانی می گیری و از پرتگاه نجاتم میدی.. خدایا منو ببخش اگه همیشه به فکر رضای همه ی هیچ ها هستم؛ ولی به فکر رضای تو که همه هستی نیستم... خدایا منو ببخش که فکر کردن به هیچ ها ، غبار بر دلم نشانده تا نتوانم تو را بشناسم... خدایا منو ...
4 دی 1397

قوی باش😎

جا نزن ! جسور باش ... این قانونِ ارتفاع است ؛ هرچه بیشتر اوج می گیری ؛ باد و باران ، بی رحم تر می شود ، و نفس کشیدنت سخت تر ! تو اما محکم باش ! نه به زمزمه یِ پرنده هایِ پایین دست ، توجهی کن ، نه هیاهویِ لاشخورهایِ حسود ! عقاب باش ! ارتفاعاتِ بالا ، جایِ پرنده هایِ ضعیف نیست !
4 دی 1397

امیدواری به آینده ی پنهان

همیشه که نباید همه چیز ، خوب باشد ! در دلِ مشکلات است که آدم ، ساخته می شود . گاهی همین سختی ها و مشکلات ؛ پله ای می شوند به سمتِ بزرگترین موفقیت ها . در مواقعِ سختی ، نا امید نباش . برایِ آرزوهایت بجنگ . و محکم تر از قبل ، ادامه بده ... چه بسیارند ؛ جاده های همواری ، که به مرداب ختم می شوند ، و چه بسیارتر ؛ جاده های ناهموار و صعب العبوری ؛ که به زیباترین باغ ها می رسند . تسلیم نشو ... ! شاید پله ی بعد ؛ ایستگاهِ خوشبختی ات باشد ...
3 دی 1397

انتظار...

اولین سلام من به تو عزیزدلم... به تویی که هنوز تو بغل خدایی چند وقتی هست که دارم به سه تایی شدن خانوادمون فکر میکنم... هم فکر میکنم و هم تلاش برای اینکه آمادگی مادرشدن رو داشته باشم راستش یکم میترسم مسئولیت سختیه با وجود مشکلات زندگی... ولی من تصمیم خودم رو گرفتم میخام مادر بشم و همه ی سختی هاش رو به جون میخرم با توکل و امید به خدا خدای مهربونی که میدونم حواسش به من و همسرمهربونم هست و وقتی تو بیای ما رو هم پیش خدا عزیزتر میکنی😊  
3 دی 1397
1